گل پسر من علي گل پسر من علي ، تا این لحظه: 17 سال و 3 ماه و 11 روز سن داره
محمد سبحان گلممحمد سبحان گلم، تا این لحظه: 12 سال و 3 ماه و 11 روز سن داره
مجتبی جانممجتبی جانم، تا این لحظه: 10 سال و 5 ماه و 11 روز سن داره

♥♥♥خود عشق♥♥♥

علي را دوباره خدا به ما داد

1392/3/21 13:38
نویسنده : مامان پسملا
194 بازدید
اشتراک گذاری

واي چشمتون روز بد رو نبينه .... سه شنبه  تعطيل بود ما هم كارهاي عقب افتاده خونمون را انجام ميداديم كه يكدفعه فيوز برق پريد . خونه ما هم كه هنوز از برق شركت داره استفاده ميكنه و كنتور برق نداريم . مرتضي با علي سوار موتور شد و چند خونه اون ور تر رفت تا فيوز را درست كنه ... (از اينجا به بعد را مرتضي ميگه ... )مرتضي بعد چند دقيقه علي را مياره به من ميگه دست و پاي علي را بشور افتاده تو جوب... من هم دست و پاشو شستم رفتم صورتشو بشورم ديدم موهاش پر از خاك و شن هست ، شونه را آوردم سرش را مرتب كردم و لباساشو عوض كردم . كه خانوم احمد ( همسايه طبقه سوم ما - خانوم پسرخاله طاهره) آمد . يه مدتي گذشت كه مرتضي آمد گفت : فهيمه مواظب علي باش ... ميدوني چي شده ... من كه با علي رفتم چند خونه اون ور تر كه فيوز را درست كنم علي عقبكي را مي رفت و يه دفعه افتاد توي چاه ... خداي من اينو كه گفت داشتم ديوانه ميشدم . مرتضي مي گفت : لحظه اي كه افتاد چند ثانيه اي وسط چاه دستشو به يك آهن گرفته بود و مي گفت : بابا منو بگير . كه يك دفعه با همون آهن مي افته توي چاه . عمق چاه هم 8 متر هست . مرتضي ميگه داشتم خودمو مي انداختم توي چاه ... يك دفعه صداي علي آمد كه ميگفت كمكم كنيد نفسم آمد بالا  . خدا را شكر اون روز يك سري از كارگراي شركت داشتند كار ميكردند( بازم خدا كمك كرده چون شركت ما تو روزايي كه تعطيل نيست كسي كار نميكنه چه برسه روزاي تعطيل)همين كه صداي يا حسين ، مرتضي را مي شنون ميرن پيشش  و مرتضي را كه داشته خودشو مي انداخته توي چاه را كنار مي كشن و يكي از كارگرا ميگه من كبوتر چاهي خيلي گرفتم و ميتونم توي چاه برم ، من ميرم درش مي آورم . به خودش يه كابل برق مي بنده م به علي ميگه دستاتو رو سرت بگير كه خاك روي سرت نريزه ... و ميره پايين و علي را مي آوره بالا ...

خدا رو شكر فقط چند خراش روي بدنش مي افته و طوريش نشده .الان كه اين مطلب را مينويسم نميدونيد چه حالي دارم.

خدا را شكر.... خدا علي را دوباره به ما داد

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

زهره
16 خرداد 92 8:52
علی جان خدا رو شکر که کاری باهات نشد. خیلی ناراحت شدم این مطلب رو خوندم .


ممنونم عزيزم
انشاالله ني ني شما هم هميشه صحيح و سالم باشه
مامان نیکان
16 خرداد 92 12:06
وای حتما یه صدقه واسش بدی.خدا رحم کرده بهش



ممنونم عزيزم
مامان گلی
19 خرداد 92 12:16
واااااااااااااااااااااای چقدر وحشتناک
شوکه شدم اصلا خوندمش
بخیر گذشته
یه صدقه برا علی جون بدی حتما

خداروشکر الان حالش خوبه

ممنونم انشاالله برا هيچ كس پيش نياد
علي را خدا دوباره داده به ما ... خدا را شكر